اين مسيح است كه مي خواند


شيخ صدوق(ره) در كتاب التوحيد صفحه271 از قول هشام بن حكم [شاگرد برجسته امام صادق و امام كاظم عليهماالسّلام و از متكلمين مشهور عصر خود] روايت كردهاند، يكي از دانشمندان و روحانيون بزرگ مسيحيان به نام «بُرَيهَه»؛ هفتاد سال در آئين مسيحيان بود. او در جستجوي اسلام و جوياي حقّ و اسلام بود و در ميان هر فرقه و گروهي وارد ميشد، گفتار و عقائد آنها را بررسي مينمود، ولي چيزي از حقّ به دست نميآورد، به آنها ميگفت: «اگر رهبران شما بر حق باشند، لازم بود كه مقداري از حقّ نزد شما وجود داشته باشد.» تا اين كه او در اين راه جستجو، اوصاف شيعه و آوازهي «هشام بن حكم» را شنيد. نزد هشام رفت و با او به مناظره پرداخت. سپس به هشام گفت: «اي هشام! آيا تو كسي را سراغ داري كه رأي او را الگو قرار داده و از او پيروي كني؟ و اطاعت او را دين خود بداني؟»



هشام گفت: «آري اي بُرَيهَه». هشام، اوصاف امام صادق عليه السّلام را براي بُرَيهَه، بيان كرد و بُرَيهَه به امام عليه السّلام اشتياق پيدا كرد و همراه هشام، از عراق به مدينه مسافرت كردند، آنها تصميم داشتند به حضور امام (عليه السّلام) برسند، ولي در دالان خانه امام صادق عليه السّلام، با موسي بن جعفر عليهماالسّلام ديدار نمودند. هشام بر او سلام كرد، بُرَيهَه نيز سلام كرد، سپس آنها علّت شرفيابي خود را به حضور امام، بيان كردند. امام كاظم عليه السّلام در آن هنگام، كودك بود و هشام داستان بُرَيهَه را براي حضرت كاظم نقل نمود.



امام كاظم عليه السلام فرمودند: اي بُرَيهَه! تا چه اندازه به كتاب خودت (انجيل) آگاهي داري؟



بُرَيهَه: من به كتاب خودم آگاهي دارم.



امام: تا چه اندازه به تأويل (تفسير) آن اعتماد داري؟



بُرَيهَه: همان اندازهاي كه از آن ميدانم به آن اعتماد دارم.



در اين هنگام، امام كاظم عليه السّلام خواندن آياتي از انجيل را آغاز كرد.



بُرَيهَه (آنچنان مرعوب قرائت امام شد كه) گفت: «حضرت مسيح عليه السّلام انجيل را اين چنين كه شما ميخوانيد، تلاوت ميكرد، اين گونه قرائت را جز حضرت مسيح عليه السّلام، هيچ كس نميخواند»، آنگاه بُرَيهَه به امام كاظم عليه السّلام عرض كرد: «مدّت پنجاه سال بود كه در جستجوي تو يا مثل تو بودم.» بُرَيهَه، هماندم مسلمان شد، زن خدمتكار او نيز مسلمان گرديد، سپس هشام همراه بُرَيهَه و آن زن، به محضر امام صادق عليه السّلام رسيدند، و هشام ماجراي گفتگوي حضرت كاظم عليه السّلام و بُرَيهَه، و مسلمان شدن بُرَيهَه و زن خدمتكار را به عرض امام صادق عليه السّلام رسانيد.



امام صادق عليه السّلام فرمود: ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِن بَعْضٍ وَاللهُ سَميِعُ عَليِمُ: «آنها فرزنداني بودند كه (از نظر پاكي و كمال) بعضي، از بعضي ديگر گرفته شدهاند و خداوند شنوا و دانا است.» (سوره آلعمران ـ آيه 34)

***

كتاب التوحيد، شيخ صدوق، صفحه271.