احاديث منتخب امام موسي كاظم (ع)




1- قالَ الإمام موسي بن جعفر الكاظم (عليه السلام) : وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ في أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.([1])

حضرت امام موسي كاظم (عليه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائي كرده ام:

اوّلين آن ها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسي و نسبت به او شناخت پيدا كني.

دوّم، اين كه بفهمي كه از براي وجود تو و نيز براي بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائي صورت گرفته است.

سوّم، بداني كه براي چه آفريده شده اي و منظور چه بوده است.

چهارم، معرفت پيدا كني به آن چيزهائي كه سبب مي شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوي (يعني راه خوشبختي و بدبختي خود را بشناسي و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكني).

2- قالَ(عليه السلام) : ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَي اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([2])

فرمود: نيست بلائي كه بر مؤمن وارد شود مگر آن كه به وسبله دعا سريع بر طرف مي گردد; و چنانچه دعا نكند طولاني خواهد، پس هنگامي مصيتي و بلائي وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنيد

3- قالَ(عليه السلام) : لَيْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ يُهَيِّجُ داءً، وَ لَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاكِ الْيَدِ إلاّ عَمّا يَحْتاجُ إلَيْهِ.([3])

فرمود: هيچ داروئي نيست مگر آن كه در اثر عوارض جنبي آن دردي ديگر را تهييج و تحريك مي نمايد; و هيچ درماني بهتر و سود مندتر از امساك و خودداري نيست مگر در حال نياز و ضرورت.

4- قالَ(عليه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.([4])

فرمود: خداوند متعال رحمت كند بنده اي را كه در مسائل ديني تفقه و تحقيق نمايد (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

5- قالَ (عليه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَهَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.([5])

فرمود: اهل زمين مورد رحمت - و بركت الهي - هستند، مادامي كه خوف و ترس - از گناه و معصيت داشته باشند -، اداي امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند.

6- قالَ (عليه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.([6])

فرمود: بد شخصي است آن كه داراي دو چهره و دو زبان مي باشد، - كه در پيش رو چيزي گويد و پشت سر چيز ديگر -.

7- قال (عليه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.([7])

فرمود: كسي كه در امور زندگي خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت كند، چنانچه درست و صحيح عمل كرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مي گيرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذيرفته است.

8- قالَ (عليه السلام) : مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ يعني الشّيطان ـ.([8])

فرمود: هر كسي عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - يعني; شياطين إنسي و جنّي و نيز هواهاي نفساني - به راحتي او را مي فريبند و منحرف مي شود.

9- قالَ (عليه السلام): ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.([9])

فرمود: چيزي با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جائي كه) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده داري جاهل بي خرد است.

10- قالَ (عليه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَي الرّيقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّي تُطْعِمُوا شَيْئاً.([10])

فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نرويد; همچنين سعي شود با معده خالي داخل حمام نرويد، بلكه حتّي الامكان قبل از رفتن به حمّام قدري غذا بخوريد.

11- قالَ (عليه السلام) : اِيّاكَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِكَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.([11])

فرمود: بر حذر باش از شوخي و مزاح ـ بي جا ـ چون كه نور ايمان را از بين مي برد و جوانمردي و آبرو را سبك و بي اهميّت مي گرداند.

12- قالَ (عليه السلام) : اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَكُ يُذيبُ الْجَسَدَ.([12])

فرمود: خوردن گوشت، موجب روئيدن گوشت در بدن و فربهي آن مي گردد; ولي خوردن ماهي، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مي گرداند.

13- قالَ (عليه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكي عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ في رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ في عُمْرِهِ.([13])

فرمود: هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكيه است، هر كه فكر و نيّتش نيك باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنايانش نيكي و احسان كند، عمرش طولاني خواهد شد.

14- قالَ (عليه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِكَهُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.([14])

فرمود: زماني كه مؤمن بميرد، ملائكه و ممتازترين قسمتهاي زمين براي او گريه مي كنند.

15- قالَ (عليه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً كانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّي شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَيْراً لَهُ.([15])

فرمود: مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختي قرار گيرد و) بندهاي بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختي است; و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است.

16- قالَ(عليه السلام): مَنْ اَرادَ أنْ يَكُونَ أقْويَ النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ علَي اللّهِ.([16])

فرمود: هركس بخواهد (در هر جهتي) قوي ترينِ مردم باشد بايد توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد.

17- قالَ (عليه السلام) : أداءُ الاْمانَهِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَهُ وَ الْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.([17])

فرمود: امانت داري و راست گوئي، هر دو موجب توسعه روزي مي شوند; وليكن خيانت در امانت و دروغ گوئي موجب فلاكت و بيچارگي و سبب تيرگي دل مي باشد.

18- قالَ (عليه السلام) : أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَكُنْ إمَّعَه.([18])

فرمود: نسبت به هم نوع خود خير و نيكي داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بي تفاوت و بي مسئوليّت قرار مده.

19- قالَ (عليه السلام) : تَفَقَّهُوا في دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ، وَ السَّبَبُ اِلَي الْمَنازِلِ الرَفيعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَهِ فِي الدّينِ وَ الدّنيا.([19])

فرمود: مسائل و احكام اعتقادي و عملي دين را فرا گيريد، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كليد بينائي و بينش و انديشه مي باشد و موجب تماميّت كمال عبادات و اعمال مي گردد; و راه به سوي مقامات و منازل بلندمرتبه دنيا و آخرت است.

20- قالَ (عليه السلام) : فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَي العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَي الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ في دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.

وَ قالَ (عليه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. ([20])

فرمود: ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است; و كسي كه در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضي نخواهد بود.

و نيز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظيم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائي به جاهل مكن ولي طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمي داند تعليمش بده.

21- قالَ (عليه السلام) : دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواك يَسْتاكُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ ع فيها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتي قَلَّبَهَا ذاكِراً لِلّهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها كُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.([21])

فرمود: شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر كجاكه باشند) از چهار چيز نبايد بي نياز باشند:

جانمازي كه بر آن نماز بخوانند، انگشتري كه در دست نمايند، مسواكي كه دندانهاي خود را به وسيله آن مسواك كنند; و تسبيحي از تُربت امام حسين (عليه السلام) كه داراي 34 دانه باشد و به وسيله آن ذِكر گويد، كه خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مي نمايد; و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن كه ذِكري و دعائي بخواند 20 حسنه به او داده مي شود.

22- قالَ (عليه السلام) : صَلوهُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَي اللهِ لِكُلِّ مُؤمِن.([22])

فرمود: انجام نمازهاي مستحبّي، هر مؤمني را به خداوند متعال نزديك مي نمايد.

23- قالَ (عليه السلام) : مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّهِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ في جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، يَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِي الْعُقُولِ وَ يَهْوي اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ.([23])

فرمود: مَثَل دنيا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولي در درون آن سمّ كشنده اي است كه مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق ميورزند.

24- قالَ (عليه السلام) : مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّي يَقْتُلُهُ.([24])

فرمود: مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مي شود و آنقدر ميل مي كند تا هلاك شود.

25- قالَ (عليه السلام) : لَيْسَ الْقَبْلَهُ عَلَي الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَهِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.([25])

فرمود: بوسيدن لب ها و دهان ـ براي يكديگر در هر حالتي ـ صحيح نيست مگر براي همسر و يا فرزند كوچك.

26- قالَ (عليه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.([26])

فرمود: هركس به رأي و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مي شود، و هركس اهل بيت پيغمبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را رها كند گمراه مي گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مي باشد.

27- قالَ (عليه السلام) : إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.([27])

فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اي را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اي را كه بيكار باشد.

28- قالَ (عليه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.([28])

فرمود: تواضع و فروتني آن است كه آن چه دوست داري، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهي.

29- قالَ (عليه السلام) : يُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ في صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليماً في كِبَرِهِ وَ يَنْبَغي لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلي عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.([29])

فرمود: بهتر است پسر را در دوران كودكي به كارهاي مختلف و سخت، وادار نمائي تا در بزرگي حليم و بردبار باشد; و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز كند تا آرزوي مرگش را ننمايند.

30- قالَ (عليه السلام) : لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ في كُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.([30])

فرمود: از شيعيان و دوستان ما نيست، كسي كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسي اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعي كند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.

31- قالَ (عليه السلام) : ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلي عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَي اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.([31])

فرمود: بلائ و گرفتاري بر مؤمني وارد نمي شود مگر آن كه خداوند جلّ و علي بر او الهام مي فرستد كه به درگاه باري تعالي دعا نمايد; و آن بلا سريع بر طرف خواهد شد.

و چنانچه از دعا خود داري نمايد، آن بلا و گرفتاري طولاني گردد.

پس هر گاه فتنه و بلائي بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زاري نمائيد.

32- قالَ (عليه السلام) : ما فِي الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاهِ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.([32])

فرمود: در ميزان الهي نيست عمل و چيزي، سنگين تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين).

33- قالَ (عليه السلام) : قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوي وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.([33])

فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولي شخص نادان و هوسران گرچه زيادكار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.

34- قالَ (عليه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخيَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزيدُ فِي ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِي الْبَدَنَ، وَتَزيدُ في شَخْمِ الْكُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.([34])

فرمود: موهاي بدن ـ زير بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و كمبود آب كمر، سستي مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقويت تمامي آن ها مي باشد.

35- قالَ (عليه السلام) : ثَلاثَهٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَي الخُضْرَهِ، وَ النَّظَرُ إلَي الْماءِالْجاري، وَ النَّظَرُ إلَي الْوَجْهِ الْحَسَنِ.([35])

فرمود: سه چيز بر نورانيّت چشم مي افزايد: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جاري و نگاه به صورت زيبا.

36- قالَ (عليه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّه، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِكَ الْحُجَّهُ.([36])

فرمود: همانا زمين در هيچ موقعيّتي خالي از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند كه من خليفه و حجّت خداوند هستم.

37- قالَ (عليه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَيِ الْميزانِ كُلَّما زيدَ في ايمانِهِ زيدَ في بَلائِهِ.([37])

فرمود: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مي گردد.

38- قالَ (عليه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِكَ إلَيْنا.([38])

فرمود: شماها مأمور شده ايد كه ـ از ما اهل بيت رسول الله ـ سؤال كنيد، وليكن جواب و پاسخ آن ها بر ما واجب نيست بلكه اگر مصلحت بود پاسخ مي دهيم وگرنه ساكت مي باشيم.

39- قالَ (عليه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ في غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ في دينِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّياسَهِ.([39])

فرمود: خطر و ضرر علاقه به رياست براي مسلمان بيش از دو گرگ درّنده اي است، به گله گوسفندي كه چوپان ندارند حمله كنند.

40- قالَ (عليه السلام) : الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَه، وَالتَّقْوي فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَه، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوي بِدَرَجَه، وَ ما قُسِّمَ فِي النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ.([40])

فرمود: ايمان، يك درجه از اسلام بالاتر است; تقوي نيز، يك درجه از ايمان بالاتر; يقين، يك درجه از تقوي بالاتر و برتر مي باشد و درجه اي كمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود.

***

[1] - كافي: ج 1، ص 50، ح 11، أعيان الشيعه: ج 2، ص 9، نزهه النّاظر: ص 121، ح 1.

[2] - اصول كافي: ج 2، ص 471، ح 2. وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44، ح 8674.

[3] - كافي: ج 8، ص 273، ح 409. وسائل الشّيعه: ج 2، ص 408، ح 2490. بحار: ج 59، ص 68، ح 18.

[4] - نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر حلواني: ص 122، ح 2.

[5] - تهذيب الأحكام: ج 6، ص 350، ح 991، وافي: ج 4، ص 433، ح 2273.

[6] - تحف العقول: ص 291، بحارالأنوار: ج 1، ص 150، ضمن ح 30.

[7] - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 123، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 37.

[8] - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 124، ح 15.

[9] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.

[10] - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 52، ح 1454.

[11] - وسائل الشّيعه: ج 12، ص 118، ح 15812.

[12] - وسائل الشيعه: ج 25، ص 78، ح 21240.

[13]- تحف العقول: ص 388، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 303، ضمن حديث 25.

[14] - اصول كافي: ج 1، ص 38، بحارالأنوار: ج 82، ص 177، ح 18.

[15] - كتاب التمحيص: ص 55، ح 109، بحار الأنوار: ج 64، ح ص 242، ح 79.

[16] - بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.

[17] - تحف العقول: ص 297، بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.

[18] - تحف العقول: ص 304، بحارالأنوار: ج 2، ص 21، ح 62، و ج 75، ص 325، ح 2.

[19] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 247، ح 13.

[20] - تحف العقول: ص 303 و ص 209.

[21] - تهذيب الأحكام: 6/75، ح 147، بحار الأنوار: 101/132، ح 61.

[22] - وسائل الشيعه: ح 4 ص 73، ح 4547.

[23] - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.

[24] - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.

[25] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 246، ح 12.

[26] - اصول كافي: ج 1 ص 72 ح 10.

[27] - وسائل الشّيعه ج 17 ص 58 ح 4.

[28] - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 273، ح 20497.

[29] - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 479، ح 27805.

[30] - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 95، ح 21074.

[31] - الكافي: ج 2، ص 471، ح 2، وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44،ح 8674.

[32] - أصول كافي: ج 2، ص 494، ح 15.

[33] - تحف العقول: ص 286، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14.

[34] - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 65، ح 1499.

[35] - وسائل الشّيعه: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقي: ص 622، ح 69.

[36] - كافي ج 1 ص 179 ح 9.

[37] - تحف العقول: ص 301، بحارالأنوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.

[38] - مستدرك الوسائل: ج 17، ص 278، ح 35.

[39] - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 350، ح 1، مستدرك: ج 11، ص 381، ح 1.

[40] - وافي: ج 4، ص 145، ح 1، بحارالأنوار: ج 67، ص 136، ح 2.