آيا از فرزندان امام موسي كاظم (ع) كسي امام رضا (ع) را با كارهاي خود اذيت كرده است؟


با جست وجويي كه در منابع روايي انجام گرفت؛ رواياتي، تنها درباره يكي از فرزندان امام كاظم(ع) به نام زيد نقل شده است كه ظاهر آنها نشانگر آن است كه او امام رضا(ع) را با كارهاي خود اذيت كرده است. البته اين روايات نقد و بررسي است.
زماني كه زيد بن موسي بن جعفر را كه در بصره خروج كرد، و خانه هاي بني عبّاس را آتش زده بود، نزد مأمون بردند، مأمون جُرم او را به احترام برادرش عليّ بن موسي الرضا(ع) بخشيد و خطاب به حضرت رضا(ع) گفت: اگر برادرت قيام كرده و چنين و چنان كرده، در گذشته نيز زيد بن عليّ قيام كرد و كشته شد، و اگر شما در دربار من مقام و موقعيّت فعلي را نداشتيد، او را مي كشتم؛ زيرا كارهاي او كوچك نبود. امام رضا(ع) فرمود: «برادرم زيد را با زيد بن عليّ مقايسه نكن؛ زيرا او از علماي آل محمّد بود، به خاطر خداي عزّ و جلّ غضب نمود، و با دشمنان او جنگيد تا در راه خدا كشته شد ...».[1] در ادامه روايت امام رضا(ع) و مأمون در مورد زيد بن علي به گفت وگو مي پردازند كه ارتباطي به بحث ما ندارد. منابع ديگر شيعي نيز اين حديث را از كتاب «عيون اخبار الرضا» نقل كرده اند.[2]
منابع تاريخي غير شيعي نيز اين مطلب را نقل كرده اند كه زيد بن موسي خانه هايي را در بصره به آتش كشيده بوده[3] و به همين جهت او را «زيد النار» مي خواندند.[4]
روايت ديگري نيز وجود دارد كه گفت وگوي امام رضا(ع) با برادرش زيد بن علي را پس از دستگيريش بيان مي كند كه البته در اين روايت وقوع جُرم و دستگيري مدينه اعلام شده است:
«زيد بن موسي برادر امام رضا(ع) در مدينه خروج كرد و خانه هايي را به آتش كشيد و مردمي را كشت؛ از اين رو؛ او را «زيد النّار» لقب دادند. مأمون دستور داد او را دستگير كردند و نزدش آوردند، دستور داد او را نزد برادرش ابو الحسن(ع) ببريد، راوي مي گويد: چون بر آن حضرت وارد شد آن جناب به او گفت: «اي زيد! آيا ترا سخن مردمان نادان اهل كوفه مغرور نموده است كه روايت كنند «إنّ فاطمة احصنت فرجها فحرّم اللَّه ذرّيّتها علي النّار» (فاطمه عفّت خود را نگهداشت پس خداوند آتش را بر ذريّه اش حرام ساخت) اين فقط مخصوص حسن و حسين است، اگر گمان مي بري كه تو معصيت خداوند عزّ و جلّ را انجام داده و به بهشت روي و پدرت موسي بن جعفر(ع) اطاعت خدا كند و او نيز به بهشت داخل شود، در اين صورت تو در نزد خداوند گرامي تر از او خواهي بود!، به خدا سوگند هيچ كس جز از راه طاعت به آنچه نزد خدا است نخواهد رسيد، و تو مي پنداري با معصيت بدان مي رسي، پس گمان تو گمان بدي است»، زيد گفت: من برادر شما هستم و پسر پدرت مي باشم، حضرت در پاسخش فرمود: «تو برادر مني هنگامي كه خداوند عزّ و جلّ را اطاعت كني ...».[5]
اينها نقل هاي موجود در مورد اين فرزند امام موسي بن جعفر(ع) است. اما به نظر مي رسد كه واقعيت، ياغي گري و ناخلف بودن اين فرزند نيست، بلكه اين فرزند عليه بني عباس خروج كرده بود و حركت او را بايد به عنوان يك حركت شيعي نام برد؛ لذا مي بينيم كه مأمون اين زيد را با زيد بن علي مقايسه مي كند و در منابع نيز نقل شده كه او خانه هاي بني عباس و پيروانشان را به آتش مي كشيده است.[6] همچنين آن گونه سخن گفتن امام با ايشان را مي توان حمل بر تقيه كرد، علاوه بر اين كه در صحت روايت دوم اشكال وجود دارد. بنابر اين، خطاكار بودن و مخالف امام رضا بودن توسط زيد بن موسي داراي اشكال است.
در منابع تاريخي به برادر ديگري از امام رضا(ع) كه با ايشان مخالفت كرده باشد، را نيافتيم.

***

[1]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردي، مهدي، ج 1، ص 248- 249، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.
[2]. ر.ك: فيض كاشاني، محمد محسن، الوافي، ج 2، ص 226، كتابخانه امام أمير المؤمنين علي(ع)، اصفهان، چاپ اول، 1406ق؛ قمي مشهدي، محمد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقيق، درگاهي، حسين، ج 9، ص 148، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، تهران، چاپ اول، 1368ش.
[3]. ر.ك: زركلي، خير الدين، الاعلام، ج 3، ص 61، دار العلم للملايين، بيروت، چاپ هشتم، 1989م؛ ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، ديوان المبتدأ و الخبر في تاريخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوي الشأن الأكبر(تاريخ ابن خلدون )، تحقيق، خليل شحادة، ج 3، ص 305، بيروت، دار الفكر، چاپ دوم، 1408ق.
[4]. ابن اثير جزري، علي بن محمد، الكامل في التاريخ، ج 6، ص 310، دار صادر، بيروت، 1385ق.
[5]. عيون أخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 234؛ مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 49، ص 217 – 218، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق.
[6]. طبري، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوك(تاريخ طبري)، تحقيق، ابراهيم، محمد أبو الفضل، ج 8، ص 535، دار التراث، بيروت، چاپ دوم، 1387ق.