بازگشت
عبادت و زهد امام كاظم (ع)


يكي از برجسته ترين نشانه هاي رهبران مكتبي، زهد و پارسايي و عبادت در درگاه خداست. روزگاري كه امام كاظم عليه السلام در آن مي زيست به «قرن طلايي» معروف بود. در آن هنگام كاخهاي فرمانروايان عبّاسي آكنده از ثروتهاي هنگفت و شاهد بر پايي جشنهاي پر خرج و هزينه بود. برخي از اين صحنه ها را مي توان در كتاب داستانهاي هزار و يك شب خواند. در چنين روزگاري ابراهيم بن عبدالحميد مي گويد:

«به خانه امام كاظم عليه السلام رفتم. او به نماز ايستاده بود. در خانه اش چيزي نبود مگر منسوجي از برگهاي درخت خرما (يا جامه اي بسيار خشن) و شمشيري آويخته و يك قرآن!!(1)

آن حضرت از شدّت فروتني و تواضع براي خداوند و عبادت به درگاه او پياده به زيارت خانه خدا مي رفت و اگر مسافت 400 كيلومتري ميان مكّه و مدينه و نيز طبيعت صحراي عربستان را در نظر بگيريم آنگاه به نهايت تحمّل و بردباري امام كاظم عليه السلام در برخورد با دشواريها در راه خداوند، پي خواهيم برد».

علي بن جعفر گويد: با برادرم موسي بن جعفر عليهما السلام و اهل عيالش 4 بار پياده به حج رفتيم. يك بار آن حضرت در مدّت 26 روز و بار ديگر 25 روز و سوّمين بار 24 روز و مرتبه چهارم 21 روز مسافت ميان مدينه و مكّه را پياده طي كرد.(2)

درباره علاقه و افرا آن حضرت به نماز كه نور چشم مؤمنان و ساعت ديدار دو دوست با يكديگر است، حديث زير چنين مي گويد:

«روايت شده است كه امام موسي بن جعفر عليهما السلام نافله هاي شب را به جاي مي آورد و آنها را به نماز صبح متصل مي كرد و آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقيبات مي پرداخت و سپس به سجده مي افتاد و تا نزديك زوال سر از سجده و ستايش خداوند بر نمي داشت. بسيار دعا مي كرد و پيوسته مي فرمود: اللهم اني اسئلك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب. يكي ديگر از دعاهاي او اين بود كه مي گفت: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك.

از ترس خدا بسيار مي گريست. تا آنجا كه محاسنش از اشك خيس مي شد. بيشتر از مردمان صله به جاي مي آورد و فقراي مدينه را مورد تفقّد قرار مي ذاد.(3)

آري تلاش و كوشش امام كاظم عليه السلام در پرستش پروردگارش و تضرع به درگاه او با نماز و دعا، او را به مقام و مرتبه والا و عظيمي رسانيد.

همين امر به او قدرت تحمّل بار سنگين رسالت را بخشيده بود تا آنجا كه در راه تبليغ و گسترش آن با تمام امكانات خود فداكاري كرد. در دل سياهچالهاي جباران، نماز، يگانه مونس و همدم او بود.

احمد بن عبدالله از پدرش نقل مي كند كه گفت: نزد فضل بن ربيع زفتم. او بر بام بود. كه روي زمين گسترده است. گفت: خوب بنگر. دقت كردم و گفتم: مردي در حال سجده است. گفت: آيا او را مي شناسي؟ او موسي بن جعفر است. شبانه روز او را زير نظر دارم و او را هيچ گاه جز بر اين حالت نيافته ام. او چون نماز صبح را مي خواند تا طلوع خورشيد به تعقيبات مشغول مي شود. آنگاه به سجده مي افتد و تا زوال خورشيد در همان حال مي ماند. او يكي را گمارده تا مراقب فرا رسيدن اوقات نماز باشد. چون آن شخص وي را از دخول وقت آگاه مي سازد او بدون آنكه تجديد وضو كند به نماز مي ايستد. شيوه او آن است كه چون نماز عشا را گزارد، افطار مي كند آنگاه دوباره وضو مي سازد، و تا طلوع فجر به نماز مي ايستد، يكي از كساني كه آن حضرت را زير نظر گرفته بود، مي گفت: بسيار مي شنيدم كه آن حضرت اين دعا را مي خواند:

اللهم انك تعلم انني كنت اسئلك ان تفرغني اللّهم و قد فعلت فلك الحمد.(4) (خداوندا تو خود مي داني كه من از تو وقت فراغت مي خواستم.. خداوندا به من ارزاني داشتي، پس سپاس تو را) اشاره به روزگاري است كه حضرت امام به اقامت اجباري در منزل محكوم بود.

درباره نحوه قرائت قرآن آن بزرگوار، حفص روايت كرده است كه: كسي را بر خويش بيمناك تر از موسي بن جعفر عليهما السلام و اميدوارتر از او به مردم نديدم به حزن قرآن مي خواند و چنان تلاوت مي كرد كه گويي انساني را مخاطب قرار داده است.(5)

قرآن كريم والاترين ارزشها را به آن حضرت آموخته بود. يكي از برجسته ترين اين ارزشها مراقبت از نفس و تلاش پيگير براي تزكيه و نجات آن از خشم پروردگار و اصلاح آن بود تا بدين وسيله آن را به جايگاهي براي محبّت و خشنودي خداوند تبديل كند. در عين حال او خير خواه مردم بود و خير خواهي اش چيزي جدا از عملكرد آن حضرت محسوب نمي شد، بلكه او با احسان به مردم به خداوند تقرّب مي جُست. از فقراي اهل بيت جستجو مي كرد و براي آنها پول و...مي برد و به دست آنان مي رسانيد بدون آنكه بدانند اين كمكها از سوي چه كسي انجام مي گيرد.(6)

***

1) همان ص 100.
2) همان.
3) همان ص 152.
4) همان ص 107 _ 108.
5) همان ص 111.
6) همان 108.