بازگشت

زندان تيره


زندان تيره از نفسش روشنا شده

صد ياكريم گاه قنوتش رها شده

تا ديده كنج خلوت زندان، شكسته بال

در سجده آمده همه جانش دعا شده

از فتنه هاي سلسله تيرگي تنش

هر بند شرح واقعه ني نوا شده

آزادي است از دو جهان ياد او ولي

زنجير بس كه خورده تنش توتيا شده

اين جامه فتاده به گودال قتلگاه

تصويري از حماسه كرببلا شده

هر گوشه گوشه تربت نوباوگان او

آيينه دار حرمت دين خدا شده

امروز كيمياي جهان سرزمين ماست

اين خاك اگر طلا شده هم از رضا شده

معصومه، كوثري ست كز امواج حلم و علم

درياي خفته در دل ايران ما شده

ديديم اين كه تا به ثريا توان رسيد

هر دم به يمن پنجره هايي كه وا شده

موساي ديگري ست، كنون نيل ديگري ست

فرعون هاست غرقه دام بلا شده

من پابرهنه آمدم از خويشتن برون

اي بشر آن بشارت محزون كجا شده

دريابمان كه در به در نفس سفله ايم

اي كز كرامتت فقرا اغنيا شده

يارا دري گشا كه تو باب الحوائجي

دل در سياه چاله دنيا فنا شده



***